فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 14
گفتم اي سلطان خوبان رحم کن بر اين غريب ، گفت در دنبال دل ره گم کند مسکين غريب گفتمش مگذر زماني گفت معذورم بدار ، خانه پروردي چه تاب آرد غم چندين غريب خفته بر سنجاب شاهي نازنيني را چه غم ، گر ز خار و خاره سازد بستر و بالين غريب اي که در زنجير زلفت جاي چندين آشناست ، خوش فتاد آن خال مشکين بر رخ رنگين غريب مي نمايد عکس مي در رنگ روي مه وشت ، همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرين غريب بس غريب افتاده است آن مور خط گرد رخت ، گر چه نبود در نگارستان خط مشکين غريب گفتم اي شام غريبان طره شبرنگ تو ، در سحرگاهان حذر کن چون بنالد اين غريب
گفت حافظ آشنايان در مقام حيرتند
،
دور نبود گر نشيند خسته و مسکين غريب
تعبیر:
در غم و اندوه به سر می بری و انتظار کمک و یاری داری. با مشورت دیگران می توانی به آرزوی خود برسی. باز هم لطف خداوند به یاری تو خواهد آمد.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 412
مرا چشميست خون افشان ز دست آن کمان ابرو ، جهان بس فتنه خواهد ديد از آن چشم و از آن ابرو غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستي ، نگارين گلشنش روي است و مشکين سايبان ابرو هلالي شد تنم زين غم که با طغراي ابرويش ، که باشد مه که بنمايد ز طاق آسمان ابرو رقيبان غافل و ما را از آن چشم و جبين هر دم ، هزاران گونه پيغام است و حاجب در ميان ابرو روان گوشه گيران را جبينش طرفه گلزاريست ، که بر طرف سمن زارش همي گردد چمان ابرو دگر حور و پري را کس نگويد با چنين حسني ، که اين را اين چنين چشم است و آن را آن چنان ابرو تو کافردل نمي بندي نقاب زلف و مي ترسم ، که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
اگر چه مرغ زيرک بود حافظ در هواداري
،
به تير غمزه صيدش کرد چشم آن کمان ابرو
تعبیر:
با تمام وجود عاشق شده ای و از غم دوری در رنج و عذاب به سر می بری. نا امید و مأیوس نباش. صبر و حوصله داشته باش تا به مقصود خود برسی.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 169
ياري اندر کس نمي بينيم ياران را چه شد ، دوستي کي آخر آمد دوستداران را چه شد آب حيوان تيره گون شد خضر فرخ پي کجاست ، خون چکيد از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمي گويد که ياري داشت حق دوستي ، حق شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد لعلي از کان مروت برنيامد سال هاست ، تابش خورشيد و سعي باد و باران را چه شد شهر ياران بود و خاک مهربانان اين ديار ، مهرباني کي سر آمد شهرياران را چه شد گوي توفيق و کرامت در ميان افکنده اند ، کس به ميدان در نمي آيد سواران را چه شد صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغي برنخاست ، عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد زهره سازي خوش نمي سازد مگر عودش بسوخت ، کس ندارد ذوق مستي ميگساران را چه شد
حافظ اسرار الهي کس نمي داند خموش
،
از که مي پرسي که دور روزگاران را چه شد
تعبیر:
با غم و غصه، هیچ کاری درست نمی شود. همچنین با دست روی دست گذاشتن چیزی جز اتلاف و هدر دادن وقت بدست نمی آید. نا امیدی آفتی بزرگ است. آن را از خود دور کن و به خود متکی باش و اراده ای محکم داشته باش.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 89
يا رب سببي ساز که يارم به سلامت ، بازآيد و برهاندم از بند ملامت خاک ره آن يار سفرکرده بياريد ، تا چشم جهان بين کنمش جاي اقامت فرياد که از شش جهتم راه ببستند ، آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت امروز که در دست توام مرحمتي کن ، فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت اي آن که به تقرير و بيان دم زني از عشق ، ما با تو نداريم سخن خير و سلامت درويش مکن ناله ز شمشير احبا ، کاين طايفه از کشته ستانند غرامت در خرقه زن آتش که خم ابروي ساقي ، بر مي شکند گوشه محراب امامت حاشا که من از جور و جفاي تو بنالم ، بيداد لطيفان همه لطف است و کرامت
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ
،
پيوسته شد اين سلسله تا روز قيامت
تعبیر:
از گرفتاری هایی که به تو روی آورده نگران و مأیوس نباش. سعی کن تا خود را از چنگ گرفتاریها برهانی. با دست روی دست گذاشتن به هیچ جا نمی رسی.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 406
گفتا برون شدي به تماشاي ماه نو ، از ماه ابروان منت شرم باد رو عمريست تا دلت ز اسيران زلف ماست ، غافل ز حفظ جانب ياران خود مشو مفروش عطر عقل به هندوي زلف ما ، کان جا هزار نافه مشکين به نيم جو تخم وفا و مهر در اين کهنه کشته زار ، آن گه عيان شود که بود موسم درو ساقي بيار باده که رمزي بگويمت ، از سر اختران کهن سير و ماه نو شکل هلال هر سر مه مي دهد نشان ، از افسر سيامک و ترک کلاه زو
حافظ جناب پير مغان مامن وفاست
،
درس حديث عشق بر او خوان و ز او شنو
تعبیر:
در تصمیم گیری عجول و شتابزده مباش. کاری نکن که بعدها موجب ندامت و پشیمانی شود. دوستان واقعی را بشناس و با آنان مهربان و وفادار باش. روزگار در گذر است و ارزش ندارد که به خاطر مسائل کوچک و حقیر زندگی خود و دیگران را به مخاطره بیندازی.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 27
در دير مغان آمد يارم قدحي در دست ، مست از مي و ميخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند او شکل مه نو پيدا ، وز قد بلند او بالاي صنوبر پست آخر به چه گويم هست از خود خبرم چون نيست ، وز بهر چه گويم نيست با وي نظرم چون هست شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست ، و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست گر غاليه خوش بو شد در گيسوي او پيچيد ، ور وسمه کمانکش گشت در ابروي او پيوست
بازآي که بازآيد عمر شده حافظ
،
هر چند که نايد باز تيري که بشد از شست
تعبیر:
از خواب غفلت بیدار شو. دوباره شروع کن و ناامید نباش. دلت را با یاد خدا جلا بده تا شیطان از تو دور شود. کاری را می خواهی انجام بدهی که نتیجه ی بسیار خوبی دارد. لطف دیگران شامل حالت می شود و ابرهای تیره را از آسمان دلت کنار می زند.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 117
دل ما به دور رويت ز چمن فراغ دارد ، که چو سرو پايبند است و چو لاله داغ دارد سر ما فرونيايد به کمان ابروي کس ، که درون گوشه گيران ز جهان فراغ دارد ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم ، تو سياه کم بها بين که چه در دماغ دارد به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله ، به نديم شاه ماند که به کف اياغ دارد شب ظلمت و بيابان به کجا توان رسيدن ، مگر آن که شمع رويت به رهم چراغ دارد من و شمع صبحگاهي سزد ار به هم بگرييم ، که بسوختيم و از ما بت ما فراغ دارد سزدم چو ابر بهمن که بر اين چمن بگريم ، طرب آشيان بلبل بنگر که زاغ دارد
سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ
،
که نه خاطر تماشا نه هواي باغ دارد
تعبیر:
مشکلات و سختی ها طبیعی است. باید با ایمان و امید با آنها روبرو شوی. با امداد از دوستان مشفق می توانی بر سختیها فائق و پیروز شوی. با صبر و شکیبایی، زندگی شیرین و راحت می شود.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 264
خيز و در کاسه زر آب طربناک انداز ، پيشتر زان که شود کاسه سر خاک انداز عاقبت منزل ما وادي خاموشان است ، حاليا غلغله در گنبد افلاک انداز چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است ، بر رخ او نظر از آينه پاک انداز به سر سبز تو اي سرو که گر خاک شوم ، ناز از سر بنه و سايه بر اين خاک انداز دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست ، از لب خود به شفاخانه ترياک انداز ملک اين مزرعه داني که ثباتي ندهد ، آتشي از جگر جام در املاک انداز غسل در اشک زدم کاهل طريقت گويند ، پاک شو اول و پس ديده بر آن پاک انداز يا رب آن زاهد خودبين که بجز عيب نديد ، دود آهيش در آيينه ادراک انداز
چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ
،
وين قبا در ره آن قامت چالاک انداز
تعبیر:
از لحظه های عمر بهره ی کافی بگیر و زندگی را در طلب آرزوهای دور و دراز به هدر نده. به آنچه داری قانع باش و از زندگی لذت ببر. خانواده ی خوبی داری. رنج و زحمت دنیا را بیهوده برای خود به وجود نیاور.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 320
ديشب به سيل اشک ره خواب مي زدم ، نقشي به ياد خط تو بر آب مي زدم ابروي يار در نظر و خرقه سوخته ، جامي به ياد گوشه محراب مي زدم هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست ، بازش ز طره تو به مضراب مي زدم روي نگار در نظرم جلوه مي نمود ، وز دور بوسه بر رخ مهتاب مي زدم چشمم به روي ساقي و گوشم به قول چنگ ، فالي به چشم و گوش در اين باب مي زدم نقش خيال روي تو تا وقت صبحدم ، بر کارگاه ديده بي خواب مي زدم ساقي به صوت اين غزلم کاسه مي گرفت ، مي گفتم اين سرود و مي ناب مي زدم
خوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام
،
بر نام عمر و دولت احباب مي زدم
تعبیر:
با خواب و خیال به جایی نخواهید رسید. با نشستن و فکر کردن کاری از پیش نخواهید برد اگر می خواهید به مراد و کام دلتان دست پیدا کنید یا علی بگویید و خیالپردازی را کنار بگذارید و توکل به خدا کنید. راه هموار است. انشاالله که موفق می شوید.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 437
اي قصه بهشت ز کويت حکايتي ، شرح جمال حور ز رويت روايتي انفاس عيسي از لب لعلت لطيفه اي ، آب خضر ز نوش لبانت کنايتي هر پاره از دل من و از غصه قصه اي ، هر سطري از خصال تو و از رحمت آيتي کي عطرساي مجلس روحانيان شدي ، گل را اگر نه بوي تو کردي رعايتي در آرزوي خاک در يار سوختيم ، ياد آور اي صبا که نکردي حمايتي اي دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت ، صد مايه داشتي و نکردي کفايتي بوي دل کباب من آفاق را گرفت ، اين آتش درون بکند هم سرايتي در آتش ار خيال رخش دست مي دهد ، ساقي بيا که نيست ز دوزخ شکايتي
داني مراد حافظ از اين درد و غصه چيست
،
از تو کرشمه اي و ز خسرو عنايتي
تعبیر:
از توانایی های خود بهتر بهره گیری کن و اعتماد به نفس داشته باش. لحظات گرانبهای عمر را بیهوده از دست نده. گمان نکن که دیگران از تو بهترند. در راه رسیدن به هدف، بیهوده از دیگران گله و شکایت نکن و به اراده و توانایی های خود تکیه کن.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 342
حجاب چهره جان مي شود غبار تنم ، خوشا دمي که از آن چهره پرده برفکنم چنين قفس نه سزاي چو من خوش الحانيست ، روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم عيان نشد که چرا آمدم کجا رفتم ، دريغ و درد که غافل ز کار خويشتنم چگونه طوف کنم در فضاي عالم قدس ، که در سراچه ترکيب تخته بند تنم اگر ز خون دلم بوي شوق مي آيد ، عجب مدار که همدرد نافه ختنم طراز پيرهن زرکشم مبين چون شمع ، که سوزهاست نهاني درون پيرهنم
بيا و هستي حافظ ز پيش او بردار
،
که با وجود تو کس نشنود ز من که منم
تعبیر:
این زندگی را درخور و سزاوار خود نمی بینی و آرزوهای بلندی در سر داری. بهتر است که مراقب باشی تا بیهوده خود را دچار دردسر نکنی و از نبوغ و اراده ی خود عاقلانه بهره گیری کن تا به هدف خود برسی.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 455
عمر بگذشت به بي حاصلي و بوالهوسي ، اي پسر جام مي ام ده که به پيري برسي چه شکرهاست در اين شهر که قانع شده اند ، شاهبازان طريقت به مقام مگسي دوش در خيل غلامان درش مي رفتم ، گفت اي عاشق بيچاره تو باري چه کسي با دل خون شده چون نافه خوشش بايد بود ، هر که مشهور جهان گشت به مشکين نفسي لمع البرق من الطور و آنست به ، فلعلي لک آت بشهاب قبس کاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش ، وه که بس بي خبر از غلغل چندين جرسي بال بگشا و صفير از شجر طوبي زن ، حيف باشد چو تو مرغي که اسير قفسي تا چو مجمر نفسي دامن جانان گيرم ، جان نهاديم بر آتش ز پي خوش نفسي
چند پويد به هواي تو ز هر سو حافظ
،
يسر الله طريقا بک يا ملتمسي
تعبیر:
در گذر عمر غافل مانده اید اگر می خواهید به قله های موفقیت صعود کنید از تجربه ی پیران استفاده کنید تا خودتان نیز مانند عمری طولانی و با عزت داشته باشید. خیلی زود گول ظاهر مردم را می خورید و خودتان را کوچک می شمارید. مقامتان بالا می رود و زبانزد خاص و عام می شوید. | آنچه که سد راه تو شده است، بی فکری و سهل انگاری است. پی به ارزش و توانایی های خود نبرده ای. اکنون غم و حسرت فایده ای ندارد. آینده را دریاب و با تعمق و تعقل، دوباره سعی و تلاش کن. از پیله ی غم و اندوه بیرون بیا و کمی به خود و خانواده ات بیندیش.